هیچ محصولی در سبد خرید نیست.

مقدمه
مایت قرمز طیور، درمانیسوس گالینه، تهدیدی جدی برای مرغهای تخمگذار در بسیاری از نقاط جهان محسوب میشود. هزینههای اقتصادی مرتبط با کنترل و تلفات تولید ناشی از مایت گالینه، سالانه 130 میلیون یورو برای صنعت تخممرغ اتحادیه اروپا تخمین زده شده است، و مبالغ هنگفتی نیز در مناطق دیگر گزارش شده است.
تحقیقات مربوط به تمام جنبههای د. گالینه در سالهای اخیر افزایش یافته است؛ آخرین بررسی عمده در مورد این آفت در سال 1998 منتشر شده است. حجم رو به رشد کار بر روی د. گالینه ، اهمیت اقتصادی بیش از بیش آن و تغییرات اخیر در شیوههای تولید طیور که ممکن است باعث افزایش آلودگی در بسیاری از کشورها شود زمان ایدهآلی را برای بررسی زیستشناسی این آفت و به ویژه کنترل فعلی و آینده آن ایجاد میکند.
ریختشناسی، زیستشناسی، چرخه زندگی و اکولوژی
Dermanyssus gallinae (Mesostigmata: Dermanyssidae) یک مایت انگلی خارجی نسبتاً کوچک با طول تقریبی 1.5 میلیمتر است و بسته به وضعیت تغذیه، رنگ آن از خاکستری تا قهوهای/قرمز متغیر است. D. gallinae ممکن است تنوع ژنتیکی نسبتاً بالایی را نشان دهد. در برخی موارد، تصور میشود که این امر نتیجه انتخاب مبتنی بر آفتکشها باشد که سازگاری با رژیمهای درمانی مختلف را در بین کشورها الزامی میکند. D. gallinae دارای تعدادی ساختار ژنتیکی است که آن را قادر میسازد تا به سرعت با فشارهای انتخابی سازگار شود. به عنوان یک نتیجه احتمالی از این ویژگیها، D. gallinae از نظر ویژگی میزبان، انعطافپذیری نسبی را نشان میدهد، اگرچه در درجه اول با پرندگان، به طور کلی به مرغهای تخمگذار مرتبط است.
تنها کارهای کمی روی نشانگرهای ژنتیکی D. gallinae انجام شده است. در غیاب تعیین گونه مبتنی بر روش های مولکولی، میتوان از ویژگیهای مورفولوژیکی برای تشخیص D. gallinae از گونههای مشابه مانند O. sylviarum استفاده کرد. برخلاف O. sylviarum، بخش عمدهای از چرخه زندگی D. gallinae در خارج از میزبان سپری میشود، جایی که مایت ها در مناطق خلوت، مانند ترکهای ایجاد شده توسط اتصالات چوبی، پناه میگیرند و در پاسخ به فرومون با هم جمع میشوند. D. gallinae میزبانهای خود را با استفاده از ترکیبی از محرکهای دما، سیگنالهای شیمیایی و پاسخ به ارتعاش و دی اکسید کربن پیدا میکند. مایت ها با استقرار بر روی میزبان، برای مدت کوتاهی تا یک ساعت تغذیه میکنند و این کار را هر 2 تا 4 روز و معمولاً در دورههای تاریکی انجام میدهند. لاروها تغذیه نمیکنند و اگرچه نرهای بالغ ممکن است تغذیه کنند، اما تصور میشود که این کار را فقط گاهگاهی انجام میدهند .
رشد کامل D. gallinae، از تخم تا مرحله بالغ شامل یک مرحله لاروی و دو مرحله نمفی است که طی دو هفته طی می شود، اگر چه که در شرایط خاص ممکن است زودتر طی شود. شرایط داخل مرغداریها برای رشد جمعیت D. gallinae بسیار مناسب است، جایی که دمای بین 10 تا 35 درجه سانتیگراد و رطوبت نسبی بالا (>70٪) تولید مثل و رشد D. gallinae را تسهیل میکند. در نتیجه، دو برابر شدن هفتگی جمعیت در مراکز تخمگذاری را امکانپذیر می کند. تراکم D. gallinae معمولاً در سیستمهای قفسی به 50000 مایت به ازای هر پرنده میرسد، اگرچه تراکمها در موارد شدید میتواند به 500000 کنه به ازای هر پرنده برسد. D. gallinae ممکن است در تمام طول سال وجود داشته باشد، اما بیشترین تراکم در فصول گرم و مرطوب رخ میدهد.
شیوع
در بریتانیا، بین 60 تا 85 درصد از مراکز تجاری تخمگذاری ممکن است به D. gallinae آلوده باشند. آمار جدیدتر، تنوع بیشتری را در شیوع هم در بریتانیا و هم در سراسر اروپا نشان میدهند، در اروپا، ورود D. gallinae به مرغداریها تقریباً منحصراً از طریق مسیر تجاری (یعنی جابجایی پرندگان، جعبههای تخم مرغ و غیره) اتفاق می افتد، اگرچه در جاهای دیگر (به عنوان مثال، در برزیل) آلودگی گلهها از طریق تجارت و پرندگان وحشی رخ میدهد.
روند کاهش نرخ در قفسهای معمولی ممکن است نشاندهنده وجود پناهگاههای کمتر مایت باشد، که باعث میشود قفسهای معمولی کمتر در معرض آلودگی قرار گیرند و در صورت بروز آلودگی، درمان آنها آسانتر باشد. با این وجود، از آنجا که قفسهای معمولی دیگر به دلایل رفاه حیوانات در اتحادیه اروپا قابل استفاده نیستند (دستورالعمل شورای اتحادیه اروپا 1999/74/EC)، نمیتوان آنها را به طور جهانی به عنوان یک گزینه کنترل در نظر گرفت.
عوارض آلودگی
بین آلودگی به D. gallinae و مرگ و میر مرغها رابطهای وجود دارد؛ برخی گزارشها افزایش ده برابری در میزان مرگ و میر پس از آلودگی شدید را ثبت کردهاند. اگرچه عوامل ایجادکننده ممکن است متفاوت باشند، در موارد شدید، تعداد D. gallinae ممکن است آنقدر زیاد باشد که مرغها به شدت کمخون شوند و مرگ و میر ناشی از خونریزی باشد. در سطح زیرکشنده، تغذیه مایت ها ممکن است منجر به استرس قابل توجهی در مرغها شود و باعث افزایش کورتیکوسترون و آدرنالین در گردش خون و کاهش بتا و گاما گلوبولینها شود. الگوهای خواب پرندگان میتواند به دلیل نیاز به افزایش تمیز کردن، مختل شود و تغییراتی در رفتار خاراندن سر و پرکنی نیز در طول روز قابل مشاهده است . افزایش رفتارهای تهاجمی پرکنی و همجنس خواری پس از آلودگی گزارش شده است، همچنین افزایش مصرف خوراک و آب و کاهش وضعیت نرمال پرنده، نرخ رشد و ضریب تبدیل خوراک دیده شود. آلودگی میتواند منجر به کاهش کیفیت تخم مرغ (از طریق نازک شدن و لکهدار شدن پوسته) و تولید تخم مرغ شود.
حتی جمعیتهای نسبتاً کوچک مایت که ممکن است به خودی خود از طریق تغذیه بر سلامت تأثیر نگذارند، ممکن است تأثیر قابل توجهی داشته باشند، زیرا D. gallinae ممکن است به عنوان یک ناقل بیماری عمل کند. اگرچه صلاحیت مطلق ناقل بودن D. gallinae تأیید نشده است، اما پتانسیل آن برای شیوع بیماری، از جمله به انسان نباید دست کم گرفته شود. علاوه بر شیوع بیماری، آلودگی ممکن است پاسخهای ایمنی مرغ به عوامل بیماریزا را محدود کند. گزارش شده است که آلودگیهای شدید، تیتر آنتیبادی برخی از واکسنهای ویروسی را کاهش میدهد یا تولید آنتیبادی میزبان را سرکوب میکند.
اهمیت پزشکی
گزارشهای فزایندهای از حملات مایت پرنده به انسانها و سایر پستانداران نشان میدهد که اکتوپارازیتوز/درماتیت مایت پرندگان (گاماسوئیدوز) ممکن است نگرانیهای پزشکی و دامپزشکی فزایندهای را ایجاد کند. اگرچه چندین گونه از مایت های پرنده از جنسهای مختلف ممکن است مسئول گاماسوئیدوز باشند، اما D. gallinae معمولاً به عنوان عامل ایجادکننده اصلی شناخته میشود. طبق دادهها گزارشهای گاماسوئیدوز در سالهای اخیر، به ویژه در محیطهای مسکونی مرتبط با پرندگان ، افزایش یافته است. اگرچه موارد متعددی از گاماسوئیدوز، که معمولاً با لانههای پرندگان وحشی مجاور مرتبط است و اغلب منجر به شکایات پوستی از یک نوع یا نوع دیگر میشود.
همچنین گزارش شده است که D. gallinae خطری برای کارگران مرغداری ایجاد میکند، به طوری که این کار وجود آنها را به عنوان یک “خطر شغلی” پیشنهاد میکند . اگرچه گزارشهای مربوط به گاماسوئیدوز هنوز نسبتاً نادر هستند، گزارشهای منتشر نشده نشان میدهند که در برخی مناطق مایت های پرندگان به خودی خود در یک دوره نسبتاً کوتاه (کمتر از 10 سال) به شدت با انسانها مرتبط شدهاند، که این نشان دهنده گسترش میزبان است. اهمیت پزشکی بالقوهی د. گالینه با این واقعیت تشدید میشود که این مایت ها میتوانند بیماریهای مشترک بین انسان و دام با منشأ باکتریایی و ویروسی را حمل و منتقل کنند . نمونههایی از بیماریهایی که از طریق مایت های پرنده به انسان منتقل میشوند، در مقالات نادر است، اگرچه انتقال اسپیروکتها، ریکتزیا، سالمونلا، بارتونلا، پاستورلا، اسپوروزوآ، هموگرگارینها، تاژکداران و فیلاریاها همگی پیشنهاد شدهاند.
روش های کنترل رایج
تمایل D. gallinae به پناه گرفتن و زنده ماندن برای مدت طولانی بدون خوردن خون چالشی را برای تلاشهای کنترل ایجاد میکند. در سراسر جهان، D. gallinae معمولاً با استفاده از مایت کشهای مصنوعی کنترل شده است ، بیش از 35 ترکیب آزمایش شده و برای استفاده پیشنهاد شدهاند (به عنوان مثال، ارگانوکلرینها، ارگانوفسفاتها، پیرترین، پیرتروئیدها، کارباماتها، آمیتراز و اندکتوسیدها). در زمان نگارش این متن، محصولات نسبتاً کمی در اتحادیه اروپا برای استفاده علیه D. gallinae مجوز داشتند، اگرچه چندین محصول بدون مجوز (یا حتی ممنوعه) هنوز به طور گسترده برای هدف قرار دادن آلودگیها در این منطقه استفاده میشدند.
مقاومت و قانونگذاری
مقاومت D. gallinae در برابر کارباماتها و پیرتروئیدها به طور گسترده در بریتانیا، سوئد، فرانسه و ایتالیا گزارش و مشاهده شده است. در یک بررسی از مزارع بریتانیا که در سال 2004 منتشر شد، بیش از 60٪ مقاومت به کنهکشها را گزارش کرده بودند احتمالاً از آن زمان به بعد، این آمار بدتر شده است.
در بسیاری از کشورها، استفاده از محصولات مصنوعی به دلیل وجود قوانین سختگیرانهتر در مورد مواد مؤثر، محدودتر شده است. این امر منجر به کاهش دسترسی به محصولات در سالهای اخیر شده است و احتمالاً این روند در آینده نیز ادامه خواهد یافت. از آغاز قرن بیستم تا همین اواخر، هیچ ترکیب ثبتشدهای برای کنترل انگلهای خارجی طیور در سوئد در دسترس نبود . به طور مشابه، هیچ ماده مؤثری برای استفاده علیه D. gallinae در ایتالیا بین سالهای 2007 تا 2010 ثبت نشده است، و به نظر میرسد که همین امر در سایر کشورهای اروپایی نیز صادق است.
توسعه محصولات جدید
تعداد کمی مایت کش های مصنوعی جدید علیه D. gallinae در حال توسعه هستند. اخیراً یک محصول مبتنی بر فوکسیم (ByeMite، بایر، آلمان) در اتحادیه اروپا ثبت شده است و اثربخشی 97 تا 99 درصدی را در سیستمهای چندگانه با کاربرد مکرر در غلظت 2000 ppm نشان داده است. با این وجود، اثربخشی ByeMite علیه D. gallinae بسته به روش کاربرد و منطقه جغرافیایی متغیر گزارش شده است.
استراتژیهای کنترلی جدید
با افزایش مقاومت D. gallinae در برابر مایتکشهای مصنوعی و تغییرات در قوانین و شیوههای تولید که مناطق وسیعی از جهان را تحت تأثیر قرار میدهد، احتمالاً D. gallinae تهدیدی فزاینده برای تولید جهانی طیور خواهد بود. D. gallinae از طیف وسیعی از میزبانهای جایگزین، از جمله بیش از 30 گونه از پرندگان وحشی ، اسبها ، جوندگان و انسانها تغذیه میکند. حمله به انسان غیرمعمول نیست. در خارج از بخش طیور، حملاتی در خانههای خصوصی، بیمارستانها و فضاهای اداری به دلیل پرندگان آلوده گزارش شده است. بنابراین کنترل مؤثر D. gallinae نه تنها در بخش طیور، بلکه در بسیاری از بخشهای دیگر، از جمله سلامت انسان، به طور بالقوه مهم است.
مایت کش های جدید
سمیت اسپینوساد برای مایت ها در مقایسه با سایر گونههای حشرات متغیر و/یا کاهش یافته گزارش شده است، اگرچه به نظر میرسد که د. گالینه هم در شرایط آزمایشگاهی و هم در شرایط فیلد حساس است. در مجموع، این مطالعات حداقل 97٪ اثربخشی محصول را پس از یک دوز واحد، با اثربخشی باقیمانده حداقل 28 روز نشان میدهند. باسیلوس تورنجینسیس (Bt) ممکن است در آینده یک گزینه آفتکش زیستی برای کنترل د. گالینه معرفی شود، این سم دارای سمیت شناخته شده برای حشرات و سمیت تأیید شده برای O. sylviarum است.
محصولات مشتق شده از گیاهان و آفتکشهای مبتنی بر ترکیبات گیاهی در حال حاضر علیه آفات مهم دامپزشکی، از جمله مایت ههای طیور استفاده میشوند.
کنترل بیولوژیکی
کنترل بیولوژیکی معمولاً در سایر بخشهای تولید مواد غذایی نیز مورد استفاده قرار میگیرد، اگرچه اخیراً برای استفاده علیه D. gallinae توسعه یافته است. در اینجا دشمنان طبیعی، قارچهای بیماریزا حشرات، نماتدها و همزیستهای باکتریایی ممکن است استفاده شوند.
استفاده از دشمنان طبیعی وکنترل بیولوژیکی ممکن است به ویژه در سیستمهای بسته که پراکندگی دشمنان طبیعی آفت محدود است، مؤثر باشد. این تکنیک ممکن است برای کنترل D. gallinae مفید باشد، به خصوص که چندین دشمن طبیعی برای کنترل سایر آفات، به ویژه مگسها، که در مرغداریها وجود دارند، پیشنهاد یا استفاده شوند. کنههای شکارچی متعددی ممکن است با تولید طیور و/یا لانههای پرندگان وحشی مرتبط باشند. اگرچه همه کنهها مورد بررسی علمی قرار نگرفتهاند، اما توانایی کنههای شکارچی Androlaelaps casalis، Hypoaspis aculeifer، Hypoaspis miles و Stratiolaelaps scimitus بر علیه D. gallinae تأیید شده است. تجاریسازی کنترل بیولوژیکی D. gallinae در سالهای اخیر با استفاده از این گونهها، حداقل در اروپا، دنبال شده است. با این حال، هنوز تحقیقات بیشتری برای اطمینان از اثربخشی میدانی و پذیرش طولانی مدت متعاقب آن مورد نیاز است .
ممکن است گونههای شکارچی دیگر D. gallinae را مصرف کنند، و گزارش شده است که بسیاری از آنها در مرغداریها ساکن هستند و قادر به انجام این کار هستند. سوسک هیسترید Carcinops pumilio اغلب توسط پرورشدهندگان طیور موردنظر قرار گرفته اند، اگرچه پرورش انبوه این گونه برای آزادسازی افزایشی ممکن است دشوار باشد. جدایی مکانی شکارچی و طعمه نیز ممکن است اثربخشی شکارچیان را محدود کند، حداقل برای گونههایی که تمایل به زندگی در کود دارند.
قارچها و نماتدهای بیماریزای حشرات و همزیستهای باکتریایی.
استفاده از قارچها – به ویژه علیه Acari – مورد بررسی قرار گرفته و نشان از سوابق 58 گونه قارچی که 73 گونه آکارین را آلوده میکنند، جمعآوری شده است. D. gallinae مستعد ابتلا به عفونت توسط سویه های قارچی Beauveria bassiana، Metarhizium anisopliae، Trichoderma album و Paecilomyces fumosoroseus است.
باکتریهای درونهمزیست با بسیاری از بندپایان همزیستی دارند و میتوانند برای بقای میزبان حیاتی باشند. همزیستی میسیتوسیتها نمونه خوبی است، زیرا برای بسیاری از بیمهرگان که از رژیمهای غذایی فاقد مواد مغذی، از جمله خون، تغذیه میکنند، حیاتی هستند. حذف باکتریها (و مخمرها) که در این همزیستی نقش دارند، منجر به کاهش چشمگیر در تولید مثل و رشد میزبان میشود، زیرا همزیستها به دلیل اکتساب آنها فقط از طریق انتقال عمودی، غیرقابل جایگزینی هستند. با اختلال در اووژنز و القای ناسازگاری سیتوپلاسمی، باکتریهای درونهمزیست ممکن است اثرات مضر بیشتری بر پتانسیل تولید مثل میزبان داشته باشند، همانطور که برای اعضای جنسهای Wolbachia و ‘Candidatus Cardinium‘ گزارش شده است. اگرچه گونههای Wolbachia در D. gallinae شناسایی نشدهاند، ‘Candidatus Cardinium‘ و Spiroplasma در این مایت ها ثبت شدهاند.
سیمیوکمیمکال ها و تنظیمکنندههای رشد
د. گالینه از کایرومونها درتعیین محل میزبان و از فرمونها برای تجمع افراد هم گونه استفاده می کند . این رفتار نشان میدهد که مواد جاذب میتوانند در کنترل D. gallinae (در صورت استفاده در کنار مایت کشها در طرحهای جذب و کشتن) یا حداقل نظارت نقش داشته باشند. اگرچه در زمان نگارش این مقاله هیچ ماده جاذب تجاری D. gallinae در دسترس نبود، محققان فرمونهای تجمعی مرتبط با مایت را شناسایی کردهاند . در همین کار، نویسندگان شواهدی از کایرومونهای مرتبط با میزبان را گزارش کردند که میتوانند به عنوان جاذب عمل کنند،).
تنظیمکنندههای رشد (GRs) یا تشکیل کیتین (واحد سازنده اسکلت خارجی بیمهرگان) را مختل میکنند یا با تقلید یا مهار هورمون جوانی (که به ترتیب منجر به تأخیر یا رشد زودرس شفیره یا بالغ میشود) در بلوغ اختلال ایجاد میکنند. اگرچه بسیاری از GRs به صورت تجاری در دسترس هستند و سالهاست که موضوع تحقیقات بودهاند، اما اخیراً برای استفاده در برابر D. gallinae در نظر گرفته شدهاند. مطالعات اولیه نشان داد که تریفلومورون میتواند از تخمریزی جلوگیری کند، زیرا اختلال در رشد جنینی یکی دیگر از عملکردهای مهارکنندههای کیتین است. مطالعه بعدی اثر مهارکننده کیتین تریفلومورون بر روی D. gallinae را تأیید کرد و همچنین نشان داد که اثربخشی آن میتواند در ترکیب با کنهکشها بهینه شود.
کنترل فیزیکی
اگرچه کنترل فیزیکی ممکن است شامل اقداماتی مانند تمیز کردن دستی باشد، اما ایجاد تغییرات دمایی، روشنایی و استفاده از مواد بیاثر مانند خاک دیاتومه در کنترل جمعیت این مایت ها ممکن است موثر باشد.
پتانسیل مدیریت تلفیقی آفات
مدیریت تلفیقی آفات (IPM) در سایر بخشهای تولیدی به خوبی تثبیت شده است و رژیمهای درمانی ترکیبی توصیه شده برای آفات طیور، از جمله د.گالینه، به سالهای بسیار دور برمیگردد. امروزه، تولیدکنندگان طیور اغلب نوعی از امنیت زیستی را همراه با برنامههای درمانی چندوجهی شامل تمیز کردن/ضدعفونی کردن و استفاده از عوامل فیزیکی و مایت کشهای مصنوعی اجرا میکنند. با این حال، در مقایسه با سایر بخشها، IPM جامع در صنعت طیور نسبتاً نادر است. در نتیجه، پتانسیل کامل این تکنیک برای کنترل د. گالینه شاید تحقق نیافته باشد .
از میان رویکردهای مختلف مدیریت د. گالینه که در اینجا بررسی شدهاند، بسیاری از آنها قابل ادغام هستند. در صورت در دسترس قرار گرفتن واکسن علیه د.گالینه، احتمالاً میتوان آن را همراه با هر روش کنترلی دیگری، مشابه تجزیه و تحلیل HACCP، استفاده کرد. به همین ترتیب، اثربخشی آفتکشهای جدید، محصولات بیاثر، مواد شیمیایی سمی و GRها با پیشرفت در تکنیکهای دامداری/پرورشگاه تحت تأثیر قرار نمیگیرد (و شاید حتی بهبود یابد)، زیرا همه اینها با یکدیگر و همچنین با کنترل مرسوم D. gallinae سازگار خواهند بود.
نتیجهگیری
دِ. گالینه تهدیدی جدی برای مرغهای تخمگذار و تولید تخممرغ در بسیاری از نقاط جهان است و مقاومت در برابر کنهکشها و تغییرات در قوانین مربوط به رفاه مرغها و آفتکشها، این مسئله را در بسیاری از کشورها تشدید خواهد کرد. با درک بهتر نقش دِ. گالینه به عنوان یک ناقل بیماری، وضعیت آفت بودن آن نیز به همان نسبت افزایش مییابد. گزارشهای اخیر از هجوم دِ. گالینه به طیف وسیعی از میزبانهای جایگزین، این وضعیت را بیشتر تشدید میکند. در صورت ادامه روندهای موجود، دِ. گالینه میتواند به زودی برای سایر پرندگان خانگی، حیوانات خانگی و حتی انسانها، همانطور که برای طیور مشکلساز است، مشکلساز شود.
افزایش اخیر تحقیقات مرتبط با دِ. گالینه، درک ما از زیستشناسی و بومشناسی این آفت را بهبود بخشیده و باعث بررسی کنترل از طریق فرمونها، تجزیه و تحلیل خطر، بهداشت محیط و عملیات حرارتی شده است. پیشرفتها در میکروبیولوژی و تکنیکهای پرورش آزمایشگاهی (in vitro) همچنان جستجوی واکسن مؤثر علیه D. gallinae را تسهیل میکنند و موفقیتهای گذشته در سایر زمینههای مدیریت آفات، توسعه محصولات مشتقشده از گیاهان، دشمنان طبیعی، تنظیمکنندههای رشد و آفتکشهای زیستی را نوید دادهاند. بسیاری از این رویکردها، چه تجربی، چه نزدیک به بازار یا تجاری، به نظر میرسد که در یک رویکرد مدیریت تلفیقی آفات (IPM) با یکدیگر قابل ترکیب هستند. اگرچه چنین ادغامی به طور خودکار تضمینکننده سود نخواهد بود، با این وجود، بررسی پتانسیل کامل آن در کنترل D. gallinae توصیه میشود. توسعهی رژیمهای جامعتر مدیریت تلفیقی آفات (IPM) برای D. gallinae باید با پیشرفتهای مداوم در پایش و مدلسازی جمعیتها تسهیل شود، که این موارد، حوزههای کلیدی برای تحقیقات آینده برای ارتقای استقرار بهینه و کارآمد هرگونه برنامهی کنترلی هستند. تأیید تهدید D. gallinae برای میزبانهای غیرپرنده نیز هدف مهمی است که شایستهی توجه بیشتری است و با پیشرفتهای اخیر در درک ما از فیلوژنی این کنه و دسترسی بهتر به کلیدهای آنلاین برای کمک به طبقهبندی، تقویت میشود. در نهایت، اگر نقشی
برای استفاده از مایتکشهای مصنوعی فعلی و آینده در کنترل D. gallinae پذیرفته شود، میتوان از طریق تحقیقات مداوم در مورد هدف قرار دادن مکانیسمهای مقاومت به مایتکش در این گونه، مزایای قابل توجهی را به دست آورد.